اسم

سفیدک

(س دَ) (اِ.)
۱- نوعی بیماری قارچی که در آغاز لکه‌های کوچک سفیدی به طور پراکنده روی برگ به وجود می‌آید و تدریجاً تمام برگ و گاه سطح ساقه گیاه را می‌پوشاند.
۲- دانه‌های بسیار ریز سفیدی که بر روی چیزی ظاهر می‌شود.

    سفیده

    (س یا سَ دِ یا دَ) (اِ.) ماده پروتئیدی لزج آب مانند حول زرده تخم که بر اثر حرارت منع قد و سفید رنگ می‌شود، اسپیده.

      سفیر

      (سَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- فرستاده.
      ۲- میانجی.
      ۳- نماینده یک دولت در کشور دیگر.

        سفته

        (س تَ یا تِ) (ص.)
        ۱- ستبر، غلیظ.
        ۲- محکم.
        ۳- جامه هنگفت و ستبر.۴ – (اِ.) تیر، پیکان نوک تیز.

          سفته

          (سُ تَ یا س تِ) (اِ.)
          ۱- سندی که به موجب آن مقدار بدهی و زمان پرداخت آن معین می‌گردد.
          ۲- دشت، اولین فروش کاسب.

            سفچ

            (سَ) (اِ.) = سفج. سفجه. سفچه:
            ۱- خربزه نارس.
            ۲- شراب مثلث.

              سفر

              (س) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- کتاب، کتاب بزرگ.
              ۲- هر یک از پنج کتاب اول عهد قدیم تورات.

                سفرا

                (سُ فَ) [ ع. سفراء ] (اِ.)جِ سفیر؛ رسولان، ایلچیان.

                  سفره

                  (سُ رِ) [ ع. سُفَره ] (اِ.) پارچه‌ای که هنگام غذا خوردن، خوردنی‌ها را روی آن می‌چینند. ؛ ~ ابوالفضل سفره‌ای که نذر حضرت ابوالفضل عباس برادر امام حسین (ع) شده‌است. ؛~ عقد سفره‌ای که در مراسم عقد در برابر عروس و داماد می‌گسترند و در آن آیینه و شمعدان و قرآن و برخی خوراکی که بیشتر جنبه نمادی دارد، می‌گذارند.

                    Scroll to Top