ستور
(سُ) [ په. ] (اِ.) چهارپا، حیوان بارکش.
(سُ) (اِ.)
۱- پایه سنگی یا چوبی یا سیمانی که در زیر بنا سازند.
۲- دیرک خیمه.
۳- دستهای از سربازان که پشت سر هم در یک خط حرکت کنند.
(~ فَ قَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) ستون مهرهها، تیره پشت. ستونی مرکب از ۳۳ قطعه استخوان به نام مهره یا فقره که به طور عمودی بر روی هم در پشت انسان قرار دارند.
(سُ تُ وَ) (اِمر.) = ستناوند. استوناوند. ستاوند. ستافند:
۱- بالا خانهای که پیش آن مانند ایوان گشاده بود.
۲- بالاخانه.
۳- صفه بلندی که سقف آن را بر ستونی افراشته باشند.