اسم

سجال

(س) [ ع. ] (اِ.) جِ سَجْل ؛ دلو بزرگ.

    سجع

    (سَ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) بانگ کردن کبوتر.
    ۲- (اِمص.) موزون و مقفی بودن سخن.
    ۳- کلمات هم آهنگ که در آخر جمله -‌های یک عبارت می‌آورند.

      سجل

      (س جِ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- دفتر احکام.
      ۲- حکم و فتوای قاضی.۳ – در فارسی به معنای شناسنامه.

        ستیر

        (س تِ) (اِ.) استیر؛ یک چهارم من.

          ستیز

          (س) (اِ.)
          ۱- جنگ.
          ۲- ناسازگاری، لجاجت.
          ۳- خشم.
          ۴- سرکشی، نافرمانی.

            ستوان

            (سُ)
            ۱- (ص مر.) استوار محکم.
            ۲- امین.
            ۳- (اِ.) درجه‌ای است از درجات افسری.

              ستودان

              (سُ) [ په. ] (اِمر.) = استودان. استخوان دان:
              ۱- گورستان زردشتیان.
              ۲- چاهی در گورستان زردشتیان که استخوان مرده را پس از خورده شدن گوشت وی توسط لاشخوران در آن اندازند.

                Scroll to Top