اسم

سبق

(سَ بَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- آن چه بر سر آن در مسابقه اسب دوانی و تیراندازی شرط بندند.
۲- مقداری از کتاب که در یک جلسه درس داده شود. ج. اسباق.

    سبق

    (سَ بْ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) سبقت گرفتن.
    ۲- (اِمص.) سبقت.

      سبق ورمایه

      (~. وَ یِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) شرط، پیمانی بین دو نفر برای مسابقه در اسب دوانی و تیراندازی.

        سبک شناسی

        (سَ. ش) [ ع – فا. ] (اِمر.) جنبه‌ای از ادبیات که به بررسی و مطالعه در سبک شاعر و یا نویسنده‌ای معین یا آثار ادبی یک دوره تاریخی می‌پردازد.

          سبع الثمانی

          (سَ عُ لْ ثَ) [ ع. ] (اِ.) سوره فاتحه به دو دلیل:
          ۱- هفت آیه دارد و در هر نماز دوبار خوانده می‌شود.
          ۲- دوبار بر پیامبر (ص) نازل شده‌است.

            سبت

            (سُ بَّ) [ ع. سبه ] (اِ.) ننگ و عار.

              سبحه

              (سُ حَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – دعا، ذکر.
              ۲- تسبیح.

                سبد

                (سَ بَ) (اِ.) ظرفی که از الیاف گیاهی یا شاخه‌های نازک درست کنند.

                  سبزخط

                  (~. خَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) موهایی که تازه بر روی و پشت لب نوجوانان پدید آید.

                    Scroll to Top