اسم

زنبوری

(زَ) (اِ.)
۱- به شکل زنبور.
۲- نوعی پارچه توری درشت بافت.
۳- نوعی چراغ روشنایی.

    زنبیل

    (زَ) (اِ.) سبدی که از الیاف گیاهی بافند.

      زنجاب

      (زُ یا زِ) (اِمر.) = زنج آب:
      ۱- زنج درخت که هنوز سفت و منجمد نشده.
      ۲- ترشحات کم و بیش چسبناک و آب شکل خارج شده از زخم‌های جلدی ملتهب.

        زنجبیل

        (زَ جِ) (اِ.) گیاهی است پایا، دارای برگ‌های دراز و باریک، گل‌هایش خوشه‌ای و زردرنگ، ارتفاعش تا یک متر می‌رسد. قسمت مورد استفاده این گیاه ریزوم آن است که همان زنجبیل معروف است، طعمش تند و سوزان است، در قدیم برای درمان سرماخوردگی از آن استفاده می‌شد.

          زنجره

          (زِ جَ رِ) (اِ.) حشره‌ای است دارای بال نازک و شفاف، روی درختان زندگی می‌کند و آوازی بلند و طولانی دارد.

            زنار

            (زُ نّ) [ یو. ] (اِ.)
            ۱- رشته‌ای که مسیحیان به وسیله آن صلیب را به گردن آویزند.
            ۲- کُستی ؛ شالی که زردشتیان به کمر بندند.

              Scroll to Top