اسم

زرنیخ

(زَ) [ په. ] (اِ.) سولفات ارسنیک، جسمی است معدنی مرکب از گوگرد و ارسنیک.

    زره

    (زِ رِ) (اِ.) جامه جنگ دارای آستین کوتاه و مرکب از حلقه‌های ریز فولادی که در هنگام جنگ آن را روی لباس‌های دیگر می‌پوشیدند.

      زروان

      (زَ یا زُ) [ په. ] (اِ.) در اوستا چند بار زروان را در ردیف دیگر ایزدان نام برده‌اند و از آن فرشته زمانه بیکرانه اراده شده‌است.

        زریر

        (زَ) (اِ.) گیاهی است دارای ساقه کوتاه و گل‌های زردرنگ و برگ‌های زرد مایل به سفید که در رنگ کردن پارچه و لباس استعمال می‌شود.

          زرزر

          (زِ زِ) (اِصت.) نق، غرولند، آواز نامطبوع.

            زرشک پلو

            (~. پُ لُ) (اِمر.) نوعی پلو که در آن گوشت (معمولاً مرغ) زرشک و زعفران می‌ریزند.

              Scroll to Top