اسم

زراب

(~.) (اِ.) کنایه از: شراب زرد رنگ.

    زرافشان

    (زَ. اَ)
    ۱- (ص مف.) چیزی که ریزه زر یا گردِ زر بر آن افشانده باشند.
    ۲- (اِمص.) شاباش، نثار کردن زر و سیم.

      زرافه

      (زَ فِ) [ ع. ] (اِ.) = زراف: حیوانی است پستان دار و نشخوارکننده و بزرگ جثه به اندازه شتر، گردن دراز و دست‌های بلند و پاهای کوتاه دارد. در فارسی اشترگاوپلنگ و شترگاوپلنگ هم گفته می‌شود.

        زراقه

        (زَ رّ قِ یا قَ) [ ع. زراقه ] (اِ.) آب دزدک.

          زخمه

          (زَ مِ) (اِ.) مضراب، آلت کوچکی که به وسیله آن سازهای سیمی رامی نوازند.

            Scroll to Top