زرادخانه
(~. نِ) [ معر. ] (اِمر.) انبار مهمات و اسلحه.
(زَ. اَ)
۱- (ص مف.) چیزی که ریزه زر یا گردِ زر بر آن افشانده باشند.
۲- (اِمص.) شاباش، نثار کردن زر و سیم.
(زَ فِ) [ ع. ] (اِ.) = زراف: حیوانی است پستان دار و نشخوارکننده و بزرگ جثه به اندازه شتر، گردن دراز و دستهای بلند و پاهای کوتاه دارد. در فارسی اشترگاوپلنگ و شترگاوپلنگ هم گفته میشود.
(زَ وَ رَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) کاغذ زردرنگ و نازکی که به صورت ورقه زر برای بسته – بندی و تزیین یا زرکوبی جلد کتاب سازند. ؛لای ~ بزرگ شدن در ناز و نعمت پرورش یافتن.