اسم

زردالو

(~.) (اِمر.) درختی است از تیره گل سرخیان جزو دسته بادامی‌ها که دارای میوه شفت می‌باشد.

    زردپاره

    (~. ~رَ یا رِ) (اِمر.) پارچه‌ای زردرنگ که یهودیان در قدیم برای بازشناختن از مسلمانان به جامه خود می‌دوختند.

      زردپی

      (~. پِ)(اِمر.)رباط، رشته‌های زرد – رنگ که استخوان‌ها را به هم پیوند می‌دهد.

        زردچوبه

        (~. بِ) (اِمر.) گیاهی علفی و پایا از تیره زنجبیلی‌ها جزو راسته تک لپه‌ای‌ها. قسمت مورد استفاده این گیاه ریزوم آن است که پس از خارج کردن از زمین ریشه‌های آن را جدا ساخته و با آب می‌شویند. سپس در آب جوش قرار داده و در گرمای خورشید خشک می‌کنند؛ زرچوبه، زردچوب، زرده چوب و اصل الزعفران نیز می‌گویند.

          زرده

          (زَ دِ)
          ۱- (اِمر.) قسمت زردرنگ درون تخم مرغ.
          ۲- (اِ. ص.) اسب زردرنگ.

            زرافشان

            (زَ. اَ)
            ۱- (ص مف.) چیزی که ریزه زر یا گردِ زر بر آن افشانده باشند.
            ۲- (اِمص.) شاباش، نثار کردن زر و سیم.

              زرافه

              (زَ فِ) [ ع. ] (اِ.) = زراف: حیوانی است پستان دار و نشخوارکننده و بزرگ جثه به اندازه شتر، گردن دراز و دست‌های بلند و پاهای کوتاه دارد. در فارسی اشترگاوپلنگ و شترگاوپلنگ هم گفته می‌شود.

                Scroll to Top