زابل
(بُ) (اِ.)
۱- گوشهای است از موسیقی (در سه گاه، چهارگاه).
۲- نام شهری در استان سیستان و بلوچستان.
(بُ) (اِ.)
۱- گوشهای است از موسیقی (در سه گاه، چهارگاه).
۲- نام شهری در استان سیستان و بلوچستان.
[ فر. ] (اِ.)
۱- میدان مسابقه مشت زنی که گرداگرد آن را طناب کشیدهاند.
۲- حلقه چدنی که پیستون را روی سیلندر نگه میدارد و از ورود گاز به داخل کارتل یا روغن به داخل محفظه سیلندر جلوگیری میکند.
۳- حلقه فلزی چرخ خودرو که تایر روی آن نصب میشود.
(اِ.) گیاهی است با ساقه سفید و برگهای بزرگ و پهن، مزه ترش دارد و دارای مقدار زیادی ویتامین C میباشد.
(اِ.) سنگریزه، شن. ؛ ~ در روغن کردن
۱- کار باطل کردن.
۲- چیزی یا کاری را خراب کردن. ؛ ~ توی کفش داشتن کنایه از: دنبال غرض خاصی بودن، نقشه مخفیانهای داشتن.
(رَ یا رِ) [ انگ. ] (اِ.) هر یک از تیرهای آهنی که در مسیر راه آهن روی زمین کار گذارند تا واگن از روی آن حرکت کند.