اسم

روانداز

(اَ) (اِ.) آنچه که به هنگام خواب به روی خود اندازند.

    روانه

    (رَ نِ)
    ۱- (ص فا.) روان، راهی.
    ۲- (اِ.) ارسال.

      روابط

      (رَ بِ) [ ع. ] (اِ.) جِ رابطه ؛ پیوندها، پیوستگی‌ها.

        روات

        (رُ) [ ع. رواه ] (اِ.) جِ راوی ؛ روایت کننده‌ها.

          رواتب

          (رَ تِ) [ ع. ] (اِ.) جِ راتب و راتبه ؛جیره‌ها، مستمری‌ها.

            رواج

            (رَ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) جریان داشتن، روان بودن.
            ۲- (اِمص.) رونق.

              رواحل

              (رَ حِ) [ ع. ] (اِ.) جِ راحله ؛ مرکبان.

                روادید

                (رَ) (اِمر.) امضاء یا عبارتی که نوشته‌ای را تأیید کرده و به آن اعتبار می‌بخشد.

                  Scroll to Top