اسم

روال

(رُ یا رِ) [ ع. ] (اِ.) آب دهان (ستور و غیره).

    روان پزشک

    (~. پِ زِ) (اِ.) پزشکی که در رشته روان پزشکی تخصص گرفته‌است.

      روابط

      (رَ بِ) [ ع. ] (اِ.) جِ رابطه ؛ پیوندها، پیوستگی‌ها.

        رهو

        (رَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- طریقه، روش، قاعده.
        ۲- رفتار نرم.
        ۳- گشادگی میان هر دو پای.
        ۳- جماعت مردم.
        ۴- درنا، کلنگ.

          رهیافت

          (رَ) (اِمص.) راه پرداختن به یک مسئله یا موقعیت یا شیوه تفکر درباره آن‌ها، رویکرد.

            رو

            [ په. ] (اِ.)
            ۱- رخ، چهره.
            ۲- سطح، رویه.
            ۳- نما، طرف بیرون چیزی. ؛ ~ی کسی را سفید کردن کنایه از: الف – مایه سربلندی او شدن. ب – از او در بدی پیشی گرفتن. ؛ ~ی کسی را کم کردن از گستاخی او جلوگیری کردن.

              Scroll to Top