اسم

رواء

(رِ) [ ع. ] (اِ.)ریسمانی که بدان بار بر پشت ستور بندند.

    رواء

    (رُ) [ ع. ]
    ۱- (اِمص.) زیبارویی، جمال.
    ۲- (اِ.) دیدار نیکو.
    ۳- چهره، صورت.
    ۴- آبرو.

      رهبانیت

      (رَیا رُ یَّ) [ ع. رهبانیه ] (اِمص.) طریقه راهبان، گوشه نشینی و ترک دنیا.

        رهبت

        (رَ بَ) [ ع. رهبه ] (اِ.) بیم، ترس.

          رهط

          (رَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- گروه، گروه مردم.
          ۲- قبیله، عشیره.

            رهن

            (رَ هْ) [ ع. ] (اِ.) گرو، گرو گذاشتن. ج. رهان، رهون.

              رهاو

              (رَ) (اِ.) نغمه و آهنگی است از موسیقی قدیم.

                رهاوی

                (رَ) (اِ.) آوازی است که در آخر افشاری نواخته می‌شود.

                  Scroll to Top