اسم

رکاب

(رِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- حلقه‌ای فلزی در دو طرف زین که سوار هنگام سوار شدن پا را در آن قرار می‌دهد. ج. رُکَب.
۲- پله مانندی از فلز در بخش ورودی و خروجی اتوبوس. ؛پا در ~ بودن حاضر بودن، آماده بودن. ؛ ~گران کردن تند راندن.

    رقبی

    (رُ با) [ ع. ] (اِ.) حق انتفاعی که به موجب عقدی از جانب مالک برای مدتی معین به شخصی داده شود.

      رقت

      (رِ قَّ) [ ع. رقه ] (اِمص.)
      ۱- نازکی.
      ۲- نرمی و لطافت.
      ۳- مهربانی.
      ۴- آبکی بودن.

        رقص

        (رَ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.)جنبیدن.
        ۲- حرکاتی موزون همراه آهنگ موسیقی اجرا کردن ؛ پای کوفتن.
        ۳- (اِمص.) پایکوبی. ؛ خوش ~ی خوش خدمتی تا حد شتابزدگی چاپلوسانه.

          رقعه

          (رُ عِ یا عَ) [ ع. رقعه ] (اِ.)
          ۱- تکه، قطعه.
          ۲- پینه که به جامه دوزند، وصله.
          ۳- قطعه کاغذی که روی آن نویسند.
          ۴- نامه، مکتوب. ج. رقاع و رُقع.

            رقعی

            (رُ) (اِ.) قطع کتاب در اندازه ۱۴ * ۲۲ سانتی متر.

              رقم

              (رَ قَ) [ ع – فا. ] (اِ.)
              ۱- نشان، علامت.
              ۲- خط، نوشته.
              ۳- عدد، نشانه اعداد. ج. ارقام.

                رقاصه

                (رَ ص) [ ع. رقاصه ] (اِ.) مؤنث رقاص. زنی که کارش رقصیدن باشد.

                  رقاع

                  (رِ) [ ع. ] (اِ.)
                  ۱- جِ رقعه ؛ نامه‌ها، نوشته‌ها.
                  ۲- پینه‌هایی که بر جامه زنند.
                  ۳- نام نوعی خط که ابن مقله اختراع کرد.

                    Scroll to Top