رکاب
(رِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- حلقهای فلزی در دو طرف زین که سوار هنگام سوار شدن پا را در آن قرار میدهد. ج. رُکَب.
۲- پله مانندی از فلز در بخش ورودی و خروجی اتوبوس. ؛پا در ~ بودن حاضر بودن، آماده بودن. ؛ ~گران کردن تند راندن.
(رِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- حلقهای فلزی در دو طرف زین که سوار هنگام سوار شدن پا را در آن قرار میدهد. ج. رُکَب.
۲- پله مانندی از فلز در بخش ورودی و خروجی اتوبوس. ؛پا در ~ بودن حاضر بودن، آماده بودن. ؛ ~گران کردن تند راندن.
(رُ عِ یا عَ) [ ع. رقعه ] (اِ.)
۱- تکه، قطعه.
۲- پینه که به جامه دوزند، وصله.
۳- قطعه کاغذی که روی آن نویسند.
۴- نامه، مکتوب. ج. رقاع و رُقع.
(رِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- جِ رقعه ؛ نامهها، نوشتهها.
۲- پینههایی که بر جامه زنند.
۳- نام نوعی خط که ابن مقله اختراع کرد.