اسم

رخت کن

(~. کَ) (اِمر.) اتاقی که در آن لباس از تن درآورند و در جارختی گذارند، جایی از گرمابه که در آن لباس‌ها را از تن درآورند.

    رخش

    (~.) (اِ.) رنگ سرخ و سفید درهم آمیخته.

      رخش

      (~.) (اِ.)
      ۱- اسب.
      ۲- نام اسب رستم دستان.

        رخش

        (رَ خْ) [ اَوس. ] (اِ.)
        ۱- روشنایی، پرتو.
        ۲- صاعقه، برق.

          رخصت

          (رُ صَ) [ ع. رخصه ]
          ۱- (اِمص.) اجازه، دستور، اذن.
          ۲- (اِ.) جواز، پروانه.

            Scroll to Top