اسم

رخ

(رَ) (اِ.)
۱- رخنه، شکاف.
۲- خط‌هایی که از کشیدن سوهان بر روی فلزات ایجاد شود.

    رخ

    (رُ) (اِ.)
    ۱- گونه، چهره، هر یک از دو طرف گونه.
    ۲- سوی، طرف.
    ۳- عنان اسب، افسار.

      رخ

      (~.) [ معر. ] (اِ.) یکی از مهره‌های شطرنج که به شکل برج است.

        رخ

        (~.) [ ع. ] (اِ.) پرنده‌ای موهوم و بزرگ مانند سیمرغ و عنقا.

          رخ فروز

          (رُ. فُ)
          ۱- (ص فا.) آن که چهره خویش نماید.
          ۲- (اِمر.) روز هفتم از ماه‌های ملکی.
          ۳- (اِ.) دستینه‌ای که آن را چهارتو مانند ریسمانی تابیده باشند.

            Scroll to Top