اسم

رحبه

(رَ حَ بَ یا بِ) [ ع. رحبه ] (اِ.)
۱- زمین وسیع پرگیاه.
۲- ساحت خانه.
۳- وسط سرای. ج. رحاب.

    رحل

    (~.) [ ع. ] (اِ.)۱ – اسباب و اثاث.
    ۲- منزل، مأوا.
    ۳- پالان شتر.
    ۴- وسیله‌ای که قران یا کتاب را هنگام خواندن روی آن می‌گذارند. ج. رحال.

      رحلی

      (رَ) [ ع. ] (اِ.) نوعی قطع کتاب یا نشریه برابر با ۲۲ * ۲۵ سانتی متر. ؛ ~ بزرگ قطع کتاب در اندازه ۳۴ * ۵۸ سانتی متر. ؛ ~ کوچک قطع کتاب در اندازه ۱۶ * ۲۷.

        رحم

        (رَ حِ) [ ع. ] (اِ.) زهدان، بچه دان.

          رجل

          (رَ جُ) [ ع. ] (اِ.) مرد. ج. رجال.

            رج

            (رَ) (اِ.)
            ۱- صف، رده.
            ۲- ریسمان.

              رجل

              (رِ) [ ع. ] (اِ.) پا، پای. ج. اَرجُل.

                رجاء

                (رَ) [ ع. ]
                ۱- (مص ل.) امیدوار شدن، امید داشتن.
                ۲- (اِمص.) امیدواری، توقع.
                ۳- (اِ.) امید، آرزو.

                  رجاحت

                  (رَ حَ) [ ع. رجاحه ]
                  ۱- (مص ل.) فزون آمدن، چربیدن.
                  ۲- (اِمص.) فزونی، فضیلت، برتری.

                    Scroll to Top