رجز
(رِ یا رُ) [ ع. ] (اِمص.) پلیدی، بت – پرستی.
(رَ جَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- شعری که به هنگام جنگ هر یک از طرفین در ستایش قوم و افتخارات خویش میخوانند.
۲- یکی از بحرهای شعر که از تکرار سه یا چهار بار «مستفعلن» به دست میآید.
(رَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) امیدوار شدن، امید داشتن.
۲- (اِمص.) امیدواری، توقع.
۳- (اِ.) امید، آرزو.