اسم

دیر

(دَ یا دِ) [ معر. ] (اِ.) صومعه، محل عبادت راهبان مسیحی. ؛ ~ خراب آباد کنایه از: دنیا، جهان مادی. ؛ ~ مغان معبد زردشتیان.

    دیپرس

    (رِ) [ انگ. ] (اِمص.) فشار دادن، پایین فشردن، افسرده کردن، غمگین کردن.

      دیپلم

      (لُ) [ فر. ] (اِ.)
      ۱- گواهی نامه (تحصیلی).
      ۲- پروانه.

        دیپورت

        (پُ) [ انگ. ] (اِمص.) رفتار کردن، سلوک کردن، از کشور میزبان اخراج کردن.

          Scroll to Top