دیپورت
(پُ) [ انگ. ] (اِمص.) رفتار کردن، سلوک کردن، از کشور میزبان اخراج کردن.
(جِ) [ معر. دیباجه ] (اِ.)
۱- واحد دیباج.
۲- آغاز کتاب.
۳- مجموعه صحبتهای بین شخصیتهای یک نمایشنامه.
(دُ یَ) (اِمر.)
۱- کنایه از: دم آخر مردن.
۲- بحر سوم از هفده بحر اصول موسیقی.
۳- نشان دادن هر یک از دو طاس یک خال را در بازی تخته نرد.