اسم

دورنما

(نَ) (ص فا.) (اِمر.)
۱- پرده نقاشی یا عکس که منظره‌ای دور رانشان دهد.
۲- منظره، چشم انداز.

    دوری

    (دُ) [ ع – فا. ]
    ۱- (ص نسب.) دورانی.
    ۲- (اِمر.) بشقاب بزرگ مقعر.

      دود

      [ په. ] (اِ.) جسمی تیره و بخاری شکل و شبیه ابر که به سبب سوخت اشیاء پدید آید و به هوا رود. ؛ ~از بینی برآمدن کنایه از: غمگین شدن، خشمگین شدن. ؛~ از کنده بلند شدن کنایه از: از ریشه مایه گرفتن، از اصل بزرگتر سرچشمه گرفتن

        دوبله

        (بْ لِ) [ فر. ] (اِ.)
        ۱- فیلم ترجمه شده، دوبلاژ.
        ۲- توقف اتومبیلی به موازات اتومبیل دیگر.
        ۳- به شکل دو برابر.

          دوبنده

          (دُ بَ دِ) (اِ.) لباس مخصوص کشتی به شکل شلوارکی متصل به بالاتنه‌ای رکابی.

            Scroll to Top