اسم مرکب دورباش (اِمر.) ۱- نیزهای دوشاخه با چوبی جواهرنشان که در قدیم پیشاپیش شاهان میبردهاند تا مردم بدانند که پادشاه میآید و خود را به کنار کشند. ۲- تبرزین.
اسم مرکب دورنما (نَ) (ص فا.) (اِمر.) ۱- پرده نقاشی یا عکس که منظرهای دور رانشان دهد. ۲- منظره، چشم انداز.