اسم

دهل

(دُ هُ) (اِ.) طبل بزرگ، کوس. ؛ ~دریده کنایه از: رسوا، مفتضح.

    دهان دره

    (~. دَ رِ)(اِمص.)
    ۱- گشودن دهان به سبب غلبه خواب یا خماری یا تنبلی.
    ۲- خمیازه.

      دهر

      (دَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- روزگار، زمانه.
      ۲- عهد، دوره.

        دهره

        (دَ رَ یا رِ) (اِ.) = داره. دهار:
        ۱- نوعی حربه دسته دار که دسته اش آهنین و سرش مانند داس است.
        ۲- داس.
        ۳- شمشیر کوچک دو د مه که سر آن مانند سر سنان باریک و تیز می‌باشد.

          دهش

          (دَ هَ) [ ع. ] (اِ.) سطوت خاصی است که خرد محب را از جهت هیبت محبوب خود مصدوم کند.

            Scroll to Top