دهش
(دِ هِ) [ په. ] (اِمص.) بخشش، کرم.
(دَ شَ) (اِمص.)۱ – سرگشتگی، حیرت.
۲- تعجب، شگفتی.
۳- اضطراب.
۴- ترس، خوف. («دَهَش» از عربی به معنی سرگشتگی، حیرت، سراسیمگی).
(دِ) [ معر. ] (اِمر.)
۱- صاحب ده.
۲- کشاورز.
۳- روستایی.
۴- حافظ سنن و روایات ایرانی. ج. دهاقنه، دهاقین.
(دَ) [ په. ] (اِ.) = دهن: قسمت مقدم و فوقانی لوله گوارشی که توسط لبها به خارج باز میشود و در آن اندامهای مختلف مانند دندانها و زبان و غیره وجود دارد. غذا داخل آن میشود و پس از جویده شدن به وسیله لوله مخصوصی وارد معده میگردد و همچنین صوت از آن خارج میشود. ؛~خود را آب کشیدن کنایه از: استغفار کردن.