اسم

دهان

(دَ) [ په. ] (اِ.) = دهن: قسمت مقدم و فوقانی لوله گوارشی که توسط لب‌ها به خارج باز می‌شود و در آن اندام‌های مختلف مانند دندان‌ها و زبان و غیره وجود دارد. غذا داخل آن می‌شود و پس از جویده شدن به وسیله لوله مخصوصی وارد معده می‌گردد و همچنین صوت از آن خارج می‌شود. ؛~خود را آب کشیدن کنایه از: استغفار کردن.

    ده

    (دِ) [ په. ] (اِ.) روستا، آبادی کوچک.

      ده

      (دَ) [ په. ] (اِ.) عدد اصلی پس از نه.

        ده نه

        (دَ نُ) (اِ.)
        ۱- زیور و آرایش زنان.
        ۲- نقصان، کاهش.
        ۳- هر دو چیز که در کیفیت و کمیت به یکدیگر نزدیک باشد.
        ۴- عدد نود (۹۰ = ۹ * ۱۰). تسعین.

          دندنه

          (دَ دَ نِ یا نَ) [ ع. دندنه ]
          ۱- (مص ل.) با خود سخن نرم گفتن.۲ – (اِ.) صدای مگس و زنبور.
          ۳- سخن آهسته و زیر لبی که فهمیده نشود.

            دنده

            (دَ دِ) (اِ.)
            ۱- هر یک از استخوان‌های خمیده قفسه سینه که از پشت به مهره‌ها وصل می‌شود.
            ۲- وسیله‌ای برای حرکت یا تغییر دادن سرعت در اتومبیل. ؛ از ~ چپ بلند شدن کنایه از: سر حال نبودن.

              دنس

              (دَ نِ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- چرکین، پلید، ریمناک.
              ۲- زشت خوی، بد خلق ؛ ج. ادناس.

                دنگ

                (دَ یا دِ) (اِ.) دستگاه قالی کوبی.

                  Scroll to Top