اسم

دنگاله

(دَ لِ) (اِمر.) قندیل، آبی که به علت سرمای زمستان، در هنگام چکیدن یخ زده باشد.

    دنگل

    (~.) [ تر. ] (اِ.) = دنکل: اجتماع، گرد هم نشستن در مجلس.

      دنه

      (دَ نِ یا نَ) (اِمص.)
      ۱- خوشحالی، شادی.
      ۲- زمزمه خوشحالی.

        دنیا

        (دُ) [ ع. ] (اِ.) جهانی که در آن هستیم، کره زمین. ؛~ را آب ببرد او را خواب می‌برد کنایه از: الف – به خواب سنگین فرو رفته‌است. ب – از همه چیز و همه کس غافل است.

          دنباله

          (دُ لِ) (اِمر.)
          ۱- دم.
          ۲- دم مانند، هر چیز شبیه به دم.
          ۳- پی، پس، پیرو، عقب.
          ۴- بقیه چیزی، پس مانده.

            Scroll to Top