(لُ) (اِمر.) توش و توان، نیرو، زورمندی.
[ تر. ] (اِ.)۱ – بی بند و بار. ۲- ریسمان – باز.
(اِ.) = یالغوز. ۱- شخص مجرد، بی زن و فرزند. ۲- بی قید و بند، کسی که مشکل و دردسر ندارد
(لَ تْ یا تَ) [ ع. ] (اِ.) ای کاش.
(اِ.)۱ – اسب قاصد، پیک. ۲- جایی که اسب پیک را با اسب تازه نفس عوض میکردند.
(ن) [ تر – فا. ] (اِ.) پست خانه، چاپارخانه.
(اِ.) ۱- سخنان بی معنی که بی اراده گفته شود. ۲- هذیان.
(ن) [ ع. ] (اِفا. ص.) رسیده.
(اِ.) نامی تحقیرآمیز برای آمریکاییان خاصه نظامیان آمریکا.
[ ع. ] (اِ.) یس ؛ نام یکی از سورههای قرآن.