اسم

دمعه

(دَ عِ یا عَ) [ ع. دمعه ] (اِ.) اشک، سرشک.

    دماسنج

    (دَ. سَ) (اِ.) میزان الحراره، آلتی جهت اندازه گرفتن درجه حرارت.

      دماغ

      (دَ) (اِ.) بینی. ؛ ~ چاق بودن کنایه از: تندرست و خوشحال بودن. ؛از ~ فیل افتادن کنایه از: خود را معتبر و والامقام پنداشتن، متکبر بودن. ؛ ~ کسی سوختن کنایه از: ناکام و ناامید شدن.

        دماغه

        (دَ غِ) (اِ.)
        ۱- هر چیز پیش آمده‌ای که شبیه دماغ باشد.
        ۲- پیش رفتگی خشکی در دریا.

          دماگوژی

          (دِ گُ ژِ) [ فر. ] (اِ.) این واژه از اصل یونانی «دماگوگیا» به معنای «رهبری مردم» گرفته شده‌است اما رفته رفته در زبان سیاسی امروز معنای عوام فریبی و مردم – فریبی به خود گرفته‌است.

            دمبرگ

            (دُ بَ) (اِمر.) دنباله باریکی که برگ را به ساقه پیوند دهد.

              Scroll to Top