اسم

دروازه

(دَ زِ) (اِمر.)
۱- در بزرگ، درب.
۲- جایی در دو سوی میدان فوتبال و برخی بازی‌های دیگر که بازیکنان می‌کوشند توپ را در آن وارد کنند.

    درمنه

    (دِ یا دَ مَ نِ) (اِ.) گیاهی است خودرو با ساقه راست و محکم و برگ‌های ریز و بریده که در بیابان‌ها می‌روید، از بوته اش جاروب درست می‌کنند یا در تنورها و کوره‌ها می‌سوزانند، شیره اش نیز در طب مورد استفاده قرار می‌گیرد.

      درن

      (دَ رَ) [ ع. ] (اِ.) چرک، ریم.

        درگاهی

        (~.) (اِمر.) تورفتگی در یک دیوار از کف زمین تا بلندی قد انسان به صورت اشکاف یا دولابچه بدون در.

          درلک

          (دِ لِ) (اِ.) = درلیک: جامه کوتاه قد آستین کوتاه پیش باز؛ لباچه، صدره، شاماکچه.

            درم

            (دِ رَ) [ یو. ] (اِ.)
            ۱- مسکوک نقره.
            ۲- واحد وزن معادل شش دانگ.

              Scroll to Top