اسم

درمنه

(دِ یا دَ مَ نِ) (اِ.) گیاهی است خودرو با ساقه راست و محکم و برگ‌های ریز و بریده که در بیابان‌ها می‌روید، از بوته اش جاروب درست می‌کنند یا در تنورها و کوره‌ها می‌سوزانند، شیره اش نیز در طب مورد استفاده قرار می‌گیرد.

    درن

    (دَ رَ) [ ع. ] (اِ.) چرک، ریم.

      درک

      (دَ رْ) [ ع. ] (اِمص.) دریافت، اندریافت. ج. ادراکات.

        درکه

        (دَ رَ کِ) [ ع. درکه ] (اِ.)
        ۱- ته.
        ۲- سرازیری.
        ۳- طبقه دوزخ. ج. درکات.

          درگاه

          (دَ رْ) [ په. ] (اِ.)
          ۱- بارگاه.
          ۲- پیشگاه، آستانه در.

            درشکه

            (دُ رُ کِ) [ مأخوذ از روسی. ] (اِ.) گردونه چهارچرخه که با اسب کشیده می‌شود و اتاقکی برای حمل مسافر دارد.

              درع

              (دِ) [ ع. ] (اِ.) زِره، جامه جنگی که از حلقه‌های آهنی سازند. ج. دروع.

                درغم

                (دَ غَ)(اِ.)نام نوایی از آهنگ‌های موسیقی قدیم.

                  درفش

                  (دِ رَ) (اِ.) آلتی آهنین و نوک تیز شبیه جوالدوز اما ضخیم تر از آن با دسته‌ای چوبی که کفّاشان از آن برای سوراخ کردن چرم و دوخت و دوز کفش استفاده می‌کنند.

                    Scroll to Top