اسم

درس

(دَ) [ ع. ]
۱- (اِمص.) دانش آموزی، آموزش.
۲- (مص م.) آموختن، تعلیم دادن.
۳- (اِ.) هر بخش از کتاب که در یک نوبت آموخته شود ج. دروس.

    درسار

    (دَ) (اِمر.)
    ۱- درساره، دیواری که جلو درِ خانه یا قلعه درست کنند.
    ۲- پرده‌ای که جلوی در خانه بیاویزند.

      دردا

      (دَ) (اِصت.) کلمه دال بر افسوس: دریغا؛ آه!

        درخمی

        (دَ رَ) (اِ.) = درهمی: واحد وزن معادل یک مثقال، مساوی هیجده قیراط و هفتاد و دو جو. بعضی آن را معادل یک درم دانسته‌اند.

          درد

          (دَ) [ په. ] (اِ.)
          ۱- رنج، آزار.
          ۲- ناخوشی، بیماری.
          ۳- محنت، اندوه.

            درد

            (دُ رْ دْ) (اِ.) رسوب و ته نشستِ مایعات، به ویژه شراب.

              دربی

              (دِ) [ انگ. ] (اِ.)
              ۱- مسابقه اسب دوانی ویژه اسب‌های سه ساله.
              ۲- رقابت ورزشی همراه با تعصب بین دو تیم همشهری.

                Scroll to Top