اسم

درقه

(دَ قِ) [ ع. درقه ] (اِ.) سپر، سپری که از پوست گاومیش یا کرگدن درست کنند.

    درک

    (دَ رَ) [ ع. ] (اِ.) نهایت عمق و گودی چیزی مانند ته دریا، قعر جهنم و غیره.

      درک

      (دَ رْ) [ ع. ] (اِمص.) دریافت، اندریافت. ج. ادراکات.

        درز

        (دَ رْ زْ) (اِ.)
        ۱- شکاف باریک.
        ۲- واحد مساحت تقریباً معادل ۲۱ متر.

          درزه

          (دَ زِ یا زَ) (اِ.) = درز:
          ۱- چاک دوخته. (پارچه)، درز.
          ۲- دختر خردسال.

            درزه

            (~.) (اِ.) = درژه: توده علف، پشته خار و خاشاک.

              درس

              (دَ) [ ع. ]
              ۱- (اِمص.) دانش آموزی، آموزش.
              ۲- (مص م.) آموختن، تعلیم دادن.
              ۳- (اِ.) هر بخش از کتاب که در یک نوبت آموخته شود ج. دروس.

                درسار

                (دَ) (اِمر.)
                ۱- درساره، دیواری که جلو درِ خانه یا قلعه درست کنند.
                ۲- پرده‌ای که جلوی در خانه بیاویزند.

                  Scroll to Top