اسم

داماد

[ په. ] (اِ.)
۱- مرد تازه زن گرفته.
۲- شوهر دختر یا خواهر.

    دامع

    (مِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- اشک ریز، اشک – فشان، سرشک بار.
    ۲- خاک نمناک.

      دامغه

      (مِ غِ یا غَ) [ ع. دامغه ] (اِ.) شکستگی ای است که به دماغ رسد.

        دامن

        (مَ) (اِ.) = دامان:
        ۱- بخش پایین جامه.
        ۲- کناره هر چیز.
        ۳- گستره، پهنه.
        ۴- آغوش، بغل. ؛~آلوده بدکار، بدنام. ؛~از چیزی برافشاندن ترک آن چیز کردن. ؛ ~افشاندن الف – کوچ کردن، سفر کردن. ب – ترک کردن، روگرداندن. ؛~ به کمر زدن کنایه از: آماده شدن برای انجام کاری. ؛پا در ~کشیدن یا آوردن کنایه از: الف – ترک آمد و شد کردن. ب – قرار داشتن. ج – کناره گرفتن.

          Scroll to Top