اسم

دالان

(اِ.)۱ – راهرو سرپوشیده.۲ – کوچه سر – پوشیده.

    دالان داری

    (اِمر.) پولی که دالاندار به عنوان انعام از خریداران اجناس کاروانسرا می‌گرفت.

      داغ

      [ په. ] (اِ.) سوزاندن جایی از بدن حیوان یا برده با آهن تفته و مانند آن.

        داغمه

        (مِ) (اِ.)
        ۱- خشکی لَب یا پوست.
        ۲- سفتی روی زخم.
        ۳- روغن بسته شده.

          Scroll to Top