(اِ.)۱ – راهرو سرپوشیده.۲ – کوچه سر – پوشیده.
(اِمر.) پولی که دالاندار به عنوان انعام از خریداران اجناس کاروانسرا میگرفت.
(اِ.) = دولای: ۱- اقیانوس. ۲- دریا.
(اِمر.) رییس روحانیان تبت.
[ په. ] (اِ.) سوزاندن جایی از بدن حیوان یا برده با آهن تفته و مانند آن.
[ تر. ] (اِ.) کوه، جبل.
(غُ دِ رَ) (اِمر.) آهن تفته و سیخ سرخ کرده.
(لَ مِ) (اِ.) نک داغمه.
(مِ) (اِ.) ۱- خشکی لَب یا پوست. ۲- سفتی روی زخم. ۳- روغن بسته شده.
(اِمر.) = داشخال: چرک آهن، ریم – آهن، جنت الحدید.