اسم

خم

(خَ)
۱- (ص.) کج.
۲- پیچ و تاب.
۳- (اِ.) طاق ایوان.
۴- خانه زمستانی.
۵- گره ابرو، اخم.

    خم

    (خُ) (اِ.)
    ۱- ظرف سفالینی بزرگ که در آن آب، سرکه، یا شراب ریزند.
    ۲- کوس، طبل.

      خلم

      (خِ) (اِ.)
      ۱- خلط غلیظی که از بینی آدمی و جانوران ریزد؛ آب بینی ستبر.
      ۲- گل تیره چسبنده.

        خلنجبین

        (خِ لَ جَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) شربتی که از سرکه و انگبین یا شکر و قند سازند؛ سکنجبین.

          خلنگ

          (~.) (اِ.) گیاهی است که نوعی از آن به صورت درخت یا درختچه می‌باشد که از چوب آن کاسه و قدح می‌سازند و نوعی از آن علفی می‌باشد به رنگ‌های سرخ، زرد و سفید.

            خلنگ

            (خِ لِ) (اِ.) = خلنج: گرفتن اعضا و کندن به ناخن.

              Scroll to Top