اسم

خلم

(خِ) (اِ.)
۱- خلط غلیظی که از بینی آدمی و جانوران ریزد؛ آب بینی ستبر.
۲- گل تیره چسبنده.

    خلنجبین

    (خِ لَ جَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) شربتی که از سرکه و انگبین یا شکر و قند سازند؛ سکنجبین.

      خلنگ

      (~.) (اِ.) گیاهی است که نوعی از آن به صورت درخت یا درختچه می‌باشد که از چوب آن کاسه و قدح می‌سازند و نوعی از آن علفی می‌باشد به رنگ‌های سرخ، زرد و سفید.

        خلنگ

        (خِ لِ) (اِ.) = خلنج: گرفتن اعضا و کندن به ناخن.

          خلط

          (خِ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- آنچه با چیز دیگر آمیخته شده باشد.
          ۲- هر یک از سرشت‌های چهارگانه: خون، بلغم، سودا، صفرا. ج. اخلاط.

            Scroll to Top