اسم

خلد

(~.) [ ع. ] (اِ.) پستانداری است که از حشرات تغذیه می‌کند و چشمان وی ضعیف است و در زیر زمین زیست می‌نماید؛ انگشت برک.

    خلد

    (خُ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- دوام، بقا.
    ۲- بهشت.

      خلر

      (خُ لَ) (اِ.) گیاهی است جزو دسته پیچی‌های دارای برگ‌های کوچک و گل‌های سفید یا آبی و یا زرد که دانه آن خوردنی است.

        خلاشمه

        (خِ مِ یا مَ) (اِ.) نوعی بیماری است که بین بینی و گلو به سبب سوءهاضمه بوجود می‌آید.

          خلاص

          (خَ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) رهایی یافتن.
          ۲- (اِمص.) رهایی، رستگاری.

            خفیه

            (خُ یِ) [ ع. خفیه ]
            ۱- (مص ل.) پنهان شدن.
            ۲- (اِمص.) پوشیدگی.

              خل

              (خِ) (اِ.) = خله. خیل. خلم: خلطی که از بینی انسان یا جانوران برآید.

                خل

                (خِ لّ) [ ع. ] (اِ. ص.)دوست، دوست صمیمی.

                  Scroll to Top