خلد
(~.) [ ع. ] (اِ.) پستانداری است که از حشرات تغذیه میکند و چشمان وی ضعیف است و در زیر زمین زیست مینماید؛ انگشت برک.
(~.) [ ع. ] (اِ.) پستانداری است که از حشرات تغذیه میکند و چشمان وی ضعیف است و در زیر زمین زیست مینماید؛ انگشت برک.
(خُ لَ) (اِ.) گیاهی است جزو دسته پیچیهای دارای برگهای کوچک و گلهای سفید یا آبی و یا زرد که دانه آن خوردنی است.
(خَ عَ) [ ع. خلاعه ]
۱- (مص ل.) افسار گسیختن، افسار برگرفتن.
۲- (اِمص.) خودکامی، خویشتن کامی.
۳- نابسامانی، پریشانی.
(خِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- چوب باریکی که لای چیزی گذارند.
۲- چوب باریکی که با آن خرده غذای مانده در لای دندانها را خارج کنند.
۳- میانه چیزی.