اسم

خصم

(خَ) [ ع. ] (اِ.) دشمن، ج. خصام، خصوم.

    خصوص

    (خُ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- ویژه ساختن.
    ۲- خاص بودن.
    ۳- (اِمص.) گزیدگی، ویژگی.

      خشن

      (~.) گیاهی است از انواع بوریا که از آن جامه بافند و درویشان پوشند.

        خشنسار

        (خَ شَ) [ = خشن + سار = سر ] (اِمر.) نوعی مرغابی بزرگ که سری سفید دارد و تنش تیره گون است و به سیاهی زند.

          خصال

          (خِ) [ ع. ] (اِ.) جِ خصلت ؛ خوی‌ها، عادات.

            خشکه

            (خُ کِ) (اِ.)
            ۱- هرچیز خشک.
            ۲- آردی که سبوس آن را نگرفته باشند.
            ۳- فولاد.
            ۴- پلوی بدون روغن.
            ۵- بهای چیزی به نقد.

              Scroll to Top