اسم

خس

(~.) [ ع. ] (اِ.) کاهو، کوک.

    خزر

    (خَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- تنگی چشم.
    ۲- با گوشه چشم نگریستن.

      خزر

      (خَ زَ) (اِ.) قومی که در سواحل غربی دریای خزر می‌زیستند و امروزه از میان رفته‌اند.

        خزعبل

        (خَ یا خُ زَ عْ بَ) [ ع. ] (اِ.)سخن بیهوده و مضحک. ج. خزعبلات.

          خزف

          (خَ زَ) [ ع. ] (اِ.) سفال، هر چیز گلی که در آتش پخته شده باشده.

            خزندگان

            (خَ زَ دَ) (اِ.) جِ خزنده ؛ در اصطلاح حیوان شناسی به جانورانی که به دلیل کوتاهی دست و پا شکمشان روی زمین کشیده می‌شود گفته می‌شود. بعضی هم دست و پا ندارند.

              Scroll to Top