اسم

خراطین

(خَ) [ معر. خراتین ] (اِ.) کرمی دراز و سرخ رنگ که در جاهای نمناک و مرطوب بوجود می‌آید.

    خرافات

    (خُ) [ ع. ] (اِ.) جِ خرافت.
    ۱- سخنان بی اصل.
    ۲- افسانه‌ها.

      خرافت

      (خُ فَ) [ ع. خرافه ] (اِ.)
      ۱- سخن بیهوده، حدیث باطل.
      ۲- افسانه، اسطوره.

        خرام

        (خَ یا خِ) (اِ.)
        ۱- رفتار از روی ناز و زیبایی.
        ۲- وفای به وعده.
        ۳- نوید، مژده.

          خرازی

          (خَ رّ) [ ع – فا. ] (اِمر.) دکانی که در آن مهره، آینه، گردن بند و زیورآلات زنانه به فروش می‌رسد.

            خدیعت

            (خَ عَ) [ ع. خدیعه ] (اِ.) فریب، دستان، افسون. ج. خدایع.

              خذلان

              (خَ) [ ع. ] (اِمص.)
              ۱- بی بهره گی از کمک و یاری.
              ۲- درماندگی، ضعف.

                خر

                خاکی (خَ) (اِمر.) جانوری است از دسته بندپایان با اندامی کوچک و خاکستری رنگ که در جاهای نمور و تاریک زندگی می‌کند.

                  خر

                  (خَ) [ په. ] (اِ.) پستانداری از راسته فردسمان جزو خانواده اسبان. حیوانی بارکش دارای گوش‌های دراز و یال کوتاه، درازگوش. ؛ ~آوردن و باقالی بار کردن کنایه از: دچار دردسر و رسوایی شدن. ؛ ~ خود راندن کنایه از: تنها به مسایل خود توجه کردن. ؛ ~ رنگ کردن کنایه از: مردم ساده را فریفتن.

                    Scroll to Top