اسم

نطع

(نَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- سفره چرمین.
۲- سفره‌ای از چرم که سر گناهکار را روی آن می‌بریدند.

    نصف

    (نِ) [ ع. ] (اِ.) نیمه، یک دوم از هر چیز.

      نصف النهار

      (نِ فُ نَّ) [ ع. ]
      ۱- (اِمر.) نیمروز، هنگام ظهر.
      ۲- نیم دایره‌ای که از یک قطب شروع و به قطب دیگر ختم می‌شود و به وسیله آن طول جغرافیایی هر محل مشخص می‌شود.

        نصفت

        (نَ صَ فَ) [ ع. نصفه ] (اِ.) انصاف، عدل، داد.

          نشئه

          (نَ ئِ) [ ع. نشأه ] (اِمص.) سرخوشی، حالت خوشی و کیفی که بر اثر استعمال مواد مخدر یا مشروبات الکلی به وجود می‌آید.

            نص

            (نَ صّ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- صریح و آشکار.
            ۲- اصل و عین مطلب. ج. نصوص.

              نصاب

              (نِ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- مقدار معین از هر چیز.
              ۲- آن مقدار از مال که زکات بر آن واجب می‌شود.

                نصاری

                (نَ را) [ ع. ] (اِ.) جِ نصران و نصرانه ؛ ترسایان.

                  نصال

                  (نِ) [ ع. ] (اِ.) جِ نصل ؛ پیکان‌ها.

                    Scroll to Top