اسم

نصیحت

(نَ حَ) [ ع. نصیحه ] (اِ.) پند، اندرز. ج. نصایح.

    نضار

    (نُ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- زر.
    ۲- خالص از هر چیز.

      نضرت

      (نَ رَ) [ ع. نضره ] (اِمص.) تازگی و شادابی و خرمی (گیاه، انسان).

        نضیر

        (نَ) (~.) [ ع. ]
        ۱- (ص.) تازه، شاداب.
        ۲- (اِ.) زر، سیم.

          نطع

          (نَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- سفره چرمین.
          ۲- سفره‌ای از چرم که سر گناهکار را روی آن می‌بریدند.

            نطفه

            (نُ فِ) [ ع. نطفه ] (اِ.)
            ۱- آب پاک و صاف.
            ۲- منی.
            ۳- یاخته تشکیل شده از ترکیب یک جفت گانه وبه طور کلی موجود در حال پیدایش از چنین یاخته‌ای.

              نطق

              (نُ) [ ع. ] (اِ.) سخن، گفتار، کلام.

                Scroll to Top