اسم

خاز

(اِ.) نوعی پارچه کتانی مانند متقال.

    خازن

    (زِ) [ ع. ] (اِفا. اِ.)
    ۱- خزانه دار.
    ۲- نام قطعه‌ای است در بعضی از دستگاه‌های برقی که انرژی به صورت برق در آن ذخیره می‌شود.

      خازه

      (زِ) (اِ.)
      ۱- سرشته، خمیر کرده.
      ۲- گِلی که مخصوص مالیدن به دیوار بود.

        خاستگاه

        (اِمر.)جایی که چیزی ازآن برمی خیزد یا در آن پدید می‌آید، منشأ، منبع.

          خاش

          (اِ.) = خش. خشو. خوشه: مادرزن، مادر شوهر.

            Scroll to Top