اسم

خاطب

(طِ) [ ع. ] (اِفا. ص.)۱ – خطیب، سخنران. ج. خطباء.
۲- خواستگار.

    خاطر

    (طِ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- آنچه که در دل گذرد.
    ۲- دل، ضمیر.
    ۳- ذهن، حافظه.

      خاطرات

      (~.) [ ع. ] (اِ.) جِ خاطره ؛ مجموعه رویدادها و سرگذشت‌های مربوط به یک شخص یا یک دوره.

        خاطره

        (طِ رِ) [ ع. ] (اِ.) ضمیر، اندیشه و خیال، یادبود، یادگار، آن چه بر کسی گذشته و اثرش در ذهن مانده.

          خاش

          (اِ.) = خش. خشو. خوشه: مادرزن، مادر شوهر.

            Scroll to Top