اسم

خارج

(رِ) [ ع. ]
۱- (اِفا.) خروج کننده.
۲- (اِ.) بیرون، ظاهر چیزی.

    خارجه

    (رِ جِ) [ ع. خارجه ] (اِ.)
    ۱- مؤنث خارج. (در زبان فارسی به همین صورت پذیرفته شده صرف نظر از تَأنیث آن).
    ۲- خارج از مملکت، بیگانه.

      خارخسک

      (خَ سَ)(اِمر.)
      ۱- گیاهی است بیابانی با شاخه‌هایی که روی زمین می‌خوابد و خارهای سه پهلو دارد.
      ۲- (کن) شخص مزوّر و مردم آزار.

        خارش

        (رِ)
        ۱- (اِمص.) خاریدن.
        ۲- (اِ.) گر، بیماری پوستی که با خارش همراه است.

          خارشتر

          (شُ تُ) (اِمر.) گیاهی است خاردار با گل‌های خوشه‌ای به رنگ سرخ یا سفید و برگ‌های کرکدار، عرق آن برای شستشوی کلیه مفید است.

            خادمه

            (دِ مِ) [ ع. خادمه ] (اِفا.) خدمتکار زن، کنیز، کلفت. ج. خادمات.

              Scroll to Top