خارج
(رِ) [ ع. ]
۱- (اِفا.) خروج کننده.
۲- (اِ.) بیرون، ظاهر چیزی.
(رِ جِ) [ ع. خارجه ] (اِ.)
۱- مؤنث خارج. (در زبان فارسی به همین صورت پذیرفته شده صرف نظر از تَأنیث آن).
۲- خارج از مملکت، بیگانه.
(خَ سَ)(اِمر.)
۱- گیاهی است بیابانی با شاخههایی که روی زمین میخوابد و خارهای سه پهلو دارد.
۲- (کن) شخص مزوّر و مردم آزار.