اسم

حین

(حَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- هلاک، مرگ.
۲- محنت.

    حیاصه

    (صَ) [ ع. حیاصه ] (اِ.) دوالی که بدان تنگ زین بندند.

      حیاط

      (حَ) (اِ.) صحن خانه، زمین برابر ساختمان که دور آن دیوار باشد.

        حیاکت

        (کَ) [ ع. حیاکه ]
        ۱- (مص م.) بافتن.
        ۲- (اِمص.) بافندگی، جولاهی.

          حوضچه

          (حُ چِ) [ ع – فا. ] (اِمصغ.)
          ۱- حوض کوچک.
          ۲- لگنچه.

            حوضه

            (حُ ض یا ضَ)(اِ.) [ ع. ]
            ۱- ناحیه یا منطقه‌ای که آب‌های آن به یک جا می‌ریزد.
            ۲- ناحیه‌ای که از آب یک رودخانه مشروب می‌شود.

              حول

              (حُ) [ ع. ]
              ۱- (اِمص.) قدرت، توانایی.
              ۲- (اِ.) قوه، نیرو.
              ۳- پیرامون، گرداگرد.
              ۴- سال، سنه. ج. احوال.

                Scroll to Top