اسم

حیدر

(حِ دَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- شیر.
۲- لقب علی بن ابی طالب.

    حوضچه

    (حُ چِ) [ ع – فا. ] (اِمصغ.)
    ۱- حوض کوچک.
    ۲- لگنچه.

      حوضه

      (حُ ض یا ضَ)(اِ.) [ ع. ]
      ۱- ناحیه یا منطقه‌ای که آب‌های آن به یک جا می‌ریزد.
      ۲- ناحیه‌ای که از آب یک رودخانه مشروب می‌شود.

        حول

        (حُ) [ ع. ]
        ۱- (اِمص.) قدرت، توانایی.
        ۲- (اِ.) قوه، نیرو.
        ۳- پیرامون، گرداگرد.
        ۴- سال، سنه. ج. احوال.

          حوله

          (حُ لِ) (اِ.) = هوله: پارچه‌ای که با آن صورت و دست‌ها را پاک و خشک کنند.

            حومه

            (مِ) [ ع. حومه ] (اِ.)اطراف و گرداگرد شهر.

              حیا

              (حَ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- باران.
              ۲- فراخی سال.

                حیاء

                (حَ) [ ع. ] (اِمص.) شرمساری، خجلت. ؛~ را خوردن و آبرو را قی کردن کنایه از: بسیار گستاخ و وقیح و بی حیا بودن.

                  حیات

                  (حَ) [ ع. حیاه ]
                  ۱- (مص ل.) زنده بودن.
                  ۲- (اِمص.) زندگانی.

                    Scroll to Top