حوله
(حُ لِ) (اِ.) = هوله: پارچهای که با آن صورت و دستها را پاک و خشک کنند.
(حَ) [ ع. ] (اِمص.) شرمساری، خجلت. ؛~ را خوردن و آبرو را قی کردن کنایه از: بسیار گستاخ و وقیح و بی حیا بودن.
[ ع. ] (اِ.)
۱- ماهی. ج. احوات.
۲- یکی از صورتهای فلکی که دوازدهمین بُرج از بروج دوازده گانه منطقه البروج میباشد. در اسفندماه خورشید در این برج دیده میشود.
(حُ زِ) [ ع. حوزه ] (اِ.)
۱- ناحیه.
۲- جانب، طرف.
۳- میان مملکت. ؛ ~علمیه مرکز تحصیل علوم دینی.