اسم

حق التألیف

(حَ قُّ تَُ) [ ع. ] (اِمر.) مزد و پاداش و پولی که به مؤلفان در ازای تألیف کتابی پرداخته می‌شود.

    حظیره

    (حَ رِ) [ ع. حظیره ] (اِ.)
    ۱- محوطه، چهاردیواری.
    ۲- جایی که برای محفوظ ماندن چارپایان از باد و سرما درست کنند.

      حفاظ

      (حِ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) نگاه داشتن، نگاه داری کردن.
      ۲- (اِ.) ستر، پرده.

        حضرات

        (حَ ضَ) [ ازع. ] (اِ.) جِ حضرت.
        ۱- اشخاص حاضر و موجود.
        ۲- برای تعظیم کسان استعمال می‌شود.

          حضرت

          (حَ رَ) [ ع. حضره ] (اِ.)۱ – قرب، حضور.
          ۲- آستانه درگاه.
          ۳- کلمه‌ای است که برای احترام پیش ازنام قدیسان و بزرگان می‌آید. ؛~ عباسی الف – به حضرت عباس قسم. ب – به صورت راست و درست.

            حضور

            (حُ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) حاضر شدن.
            ۲- (اِمص.) وجود، ظهور.
            ۳- (اِ.) درگاه، آست ان. ؛~ُ غیاب حاضر و غایب کردن، شناختن کسانی که حاضرند و کسانی که غایبند.

              حضیض

              (حَ ض) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- فرود، پستی.
              ۲- جای پست در زمین یا پایین کوه.

                Scroll to Top