اسم

حریم

(حَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- پیرامون و گرداگرد خانه.
۲- مکانی که حمایت و دفاع از آن واجب باشد. ج. احرم. حروم.

    حزام

    (حِ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- هر چه که به آن چیزی را ببندند.
    ۲- تنگ اسب.

      حزب

      (حِ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- گروه، دسته.
      ۲- هر یک از ۱۲۰ جزو قرآن مجید.

        حرمت

        (حُ مَ) [ ع. حرمه ] (اِ.)
        ۱- آبرو، عزت.
        ۲- آن چه که محترم داشتن و نگه داشتن آن واجب باشد.

          حرمله

          (حَ مَ لِ یا لَ) [ ع. حرمله ] (اِ.) توت – فرنگی درختی.
          ۲- قضبان.

            حره

            (حُ رّ) [ ع. حره ] (اِ.) زن آزاده.

              حره

              (حَ رَّ) [ ع. ] (اِ.) سنگستان.

                حروب

                (حُ) [ ع. ] (اِ.) جِ حرب ؛ جنگ‌ها، رزم‌ها، کارزارها.

                  حرور

                  (حُ) [ ع. ] (اِ.)
                  ۱- گرما، حرارت آفتاب.
                  ۲- باد گرم.

                    Scroll to Top